كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )
47
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )
جنوبى شام را متصرف شدند ( بنگريد به شمارهء 27 ) ، و در قاهره به عنوان خلفاى رقيب به حكومت نشستند . در عراق و مغرب ايران ، بوييان ديلمى به قدرت رسيدند ( بنگريد به شمارهء 75 ) و در سال 334 / 945 وارد بغداد شدند و از اين تاريخ به بعد خلفاى عباسى به صورت عروسكهاى خيمهشببازى درآمدند و براى آنها چيزى جز نفوذ اخلاقى و روحانىشان به عنوان پيشوايان اسلام اهل سنت باقى نماند . اما با ظاهر شدن تركان سلجوقى ( بنگريد به شمارهء 91 ) در قرن پنجم / يازدهم در خاورميانه ، وضعيت به سود عباسيان و اهل سنت به طور كلى تغيير كرد . اما سلجوقيان با آنكه از نقطهنظر مذهبى از معتقدان مذهب اهل سنت بودند ، اما نيت آن نداشتند كه بگذارند خلفا از نو قدرت سياسى خود را به دست آورند ، زيرا اين كار به زيان دستگاه سلطنتى بود كه خود گسترده بودند . اين تنها در قرن ششم / دوازدهم ، وقتى كه يكپارچگى خاندان سلاجقه بزرگ از هم پاشيد و در نتيجه اقتدار و استيلاى آنها ضعيف شد ، بود كه بخت و دولت خلفاى عباسى از نو تحت حكمرانى خلفايى چون مقتفى و ناصر روى به عروج نهاد . اما اين احياى قدرت مؤثر و نفوذ اخلاقى و معنوى بر اثر حملهء مغول دير نپاييد و در سال 656 / 1258 سپاهيان مغول هلاگوخان ، آخرين خليفه عباسى را كشتند تا در بغداد به حكومت بنشينند ( بنگريد به شمارهء 133 ) . سه قرن نخست حكومت عباسيان ، يعنى از قرن دوّم / هشتم تا پنجم / يازدهم ، شاهد شكوفايى كامل تمدن اسلامى در سدههاى ميانه بود . ادبيات ، كلام ، فلسفه و علوم طبيعى زير تأثيرات ثمربخش و قوتدهندهء فرهنگهاى ايرانى ، يونانى و بيزانسى رونق تمام يافتند . پيشرفت اقتصادى و بازرگانى در همهجا بويژه در سرزمينهاى كهن ايران و هلال خصيب و مصر كه از ديرزمان مسكون و آبادان بودند ، مشهود بود . روابط سوداگرى با مناطق خارجى مانند دشتهاى اروسيا « 1 » ، خاور دور ، هند و آفريقاى سياه برقرار شد . با وجود گسيختگى انسجام سياسى در مركز و خشونتهاى قبيلهاى و فرقهاى در طى قرنهاى چهارم و پنجم / دهم و يازدهم ، پيشرفت مادى و فرهنگى همچنان ادامه يافت و از اين بابت بود كه شرقشناس سوئيسى ، آدام متز ، به درستى قرن چهارم / دهم را دورهء « رنسانس اسلام » ناميد . در ميان طبقهء شمالى خاورميانه ، بيابانگردان مهاجم تركمن و سلسلههاى ترك مستقر بعدى ، تغييرات گستردهاى در زمينههايى چون بهرهورى از زمين
--> ( 1 ) . نامى كه به اروپا و آسيا به عنوان يك قاره داده شده است . در فارسى آن را « اروپاسيا » اصطلاح كردهاند .